نظر علي الطالقاني
401
كاشف الأسرار ( فارسى )
خود بينيم ، كه بسا در حين تفكر مسأله بخوابيم و در خواب ترتيب مقدّمات كرده و نتيجه گرفته برخيزيم و فرق ميان خواب و مرگ از اين جهت ظاهرا نباشد ، اينها دلالت كند كسى كه عقل بالملكه دارد و به مقام قوّه فكريه رسيده اين قوه مىماند ، پس از موت نيز از اين راه علم تحصيل نمايد ، اگر چه از راه چشم و گوش مثلا بعد از موت نتواند حاصل شود . و توان هم گفت كه آنچه مسلّم است در خواب حصول علم است و آن شايد به القاء ملائكه باشد ، چنانچه اخبار بسيار شاهد است و حديث نوم المؤمن جزء من سبعين جزء من النّبوّة 207 ظاهرش ، چه جهت نبوّت جهت وحى است يا به ديدن معصومى يا كاملى ، مثل ديدن شيخ الاشراق ( قدس سره ) معلم اوّل ( قدس سره ) را و پرسيدن علم خدا و جواب شنيدن ، نه آنكه به فكر خود بىتعليم چيزى بفهمد يا ترتيب مقدّمات دهد و نتيجه گيرد . و از كلمات قوم زياده بر اين برنيايد كه : اين قوه هست و تصويرات و تخييلات تازه احداث نمايد يا در آنچه پيش داشته نگاه كند ، و اگر زياده از اين خواهند محل منع است با آنكه مرگ را كه انقطاع كلى از دنيا است چون خواب انگاشتن قياس مع الفارق است و استصحاب در اين مقام كه مقام عمل نيست و مقام علم است راه ندارد . پس انصاف مسأله مشكل است و داعى را محل تردّد . عَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَنِي بِهِمْ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ . 208 حالا از سرگرفته گوئيم شك نيست كه مؤمن را بعد از موت تنزّل نيست و معصيت كسى به او ضرر ندارد ، چنانچه در دنيا ، و امّا اعمال خير كه از اهل دنيا به جهت او صادر شود شك نيست كه به وى رسد ، چنانچه در زندگى نيز ، مثل آنكه در حيات تو به جهت تو زيارت نمايند يا حج يا قربانى كنند يا تصدق دهند و هكذا . بلى اينها از خرمن غير به تو رسد نه از زراعت خودت و از براى تو اينها منشأ ملكه نشوند . مثل آن است كه كسى به جهت تو كاغذى بخواند ، تو خواننده نشوى و كاغذى بنويسد ، تو نويسنده نشوى يا هزار قطعه نويسند ، تو خوش نويس نشوى يا كتاب به جهت تو بخوانند ، تو صاحب چشم نشوى يا عمارتى سازند ، بنّا نشوى يا فرش به جهت تو درست كنند فرش ساز و قالىباف نشوى . بلى آنچه از براى تو كردند و به تو دادند تو داراى آن خواهى بود . و آنچه از اخبار به خصوص از اخبار حج بر مىآيد كه از ثواب عامل هيچ كم نشود بلكه زيادتر شود ، به جهت آنكه اين عمل كه از براى غير كرده احسانى است به برادر مؤمن نموده ، درست است . هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُ . 209 و آنچه گويند از اخبار